بازیافت فاضلاب امری ضروری است. منابع آب برای هر فعالیت توسعه ای نه تنها از نظرکمیت بلکه ازنظرکیفیت نیزضروری هستند. رشد جمعیت وافزایش شهرنشینی باعث افزایش تعداد استفاده کنندگان ازآب شده و منابع آب را کمیاب تر و آلوده ترمی کند. تغییرات درالگوهای بارندگی این اثرات را دربسیاری ازمناطق بدتر می کند. کمبود آب، به دلیل کمبود فیزیکی یا آلودگی، به یکی ازمهم ترین مسائل درسطح جهان تبدیل شده است که باعث ناامنی انسانی، اقتصادی و زیستمحیطی می گردد. فاضلاب، که ارزش آن تا همین اواخرشناخته نشده بود، به طور فزاینده ای به عنوان یک منبع بالقوه «جدید» آب پاک برای مصارف آشامیدنی و غیر آشامیدنی شناخته شده است که دارای مزایای اجتماعی، زیست محیطی و اقتصادی می باشد. این مقاله پتانسیل فاضلاب بازیافتی (به عنوان آب استفاده مجدد) برای تبدیل شدن به منبع قابل توجهی از آب سالم برای اهداف آشامیدنی و بهبود بهداشت درحمایت از اهداف توسعه پایدار بحث می کند.
معرفی
اهداف توسعه پایدار (SDGs) جدیدترین تلاش جامعه بین المللی برای بسیج کردن دولتها و نهاد های خصوصی ،درسطوح ملی، منطقه ای و محلی برای بهبود کیفیت زندگی میلیاردها نفردرکشورهای توسعه یافته ودرحال توسعه است. اهداف این برنامه ی جاه طلبانه وچالش برانگیز برای رفاه همه مردم زمین تا سال 20301 می باشد.
هدف 17 SDG، “اطمینان از در دسترس بودن و مدیریت پایدارآب و فاضلاب برای همه” است. با توجه به اهمیت آب پاک برای توسعه کلی اجتماعی-اقتصادی و کیفیت زندگی، از جمله بهداشت و حفاظت از محیط زیست، دستیابی به این هدف، حتی اگر به طور کامل حاصل نشود ،ولی بازهم به نفع بشر است .
در سال 2000، اهداف توسعه هزاره (MDGs) با هدف دسترسی لااقل نیمی از جمعیت به دسترسی پایداربه آب آشامیدنی سالم و بهداشت تا سال 2015 انجام شد. اما این هدف، کیفیت آب یا جنبه های مدیریت فاضلاب را در نظر نگرفت. این غفلت دراهداف توسعه پایدار (SDGs) اصلاح شد، جایی که یکی از اهداف (SDG 6) خواستارآب پاک و بهداشت برای همه مردم با تضمین «در دسترس بودن و مدیریت پایدارآب و فاضلاب برای همه» است. از جنبه های دیگراین هدف ، بهبود کیفیت آب با کاهش 50 درصدی ، میزان فاضلاب تصفیه نشده وافزایش بازیافت واستفاده مجدد ایمن ازفاضلاب بازیافت شده در سطح جهانی می باشد. این امرمنجربه دسترسی بیشتر به آب تمیز برای همه مصارف و پیشرفت چشمگیر درمدیریت فاضلاب خواهد شد. این هدف به صراحت ارتباط متقابل بین آب پاک، فاضلاب و مدیریت فاضلاب را نشان میدهد و به این دو جنبه آخراهمیتی میدهد که شایسته آن است. هیچ دولتی از هیچ سکونتگاه انسانی صرف نظرازوسعتش، خواه یک شهر بزرگ، شهرمتوسط یا شهر کوچک ، نمی تواند بدون درنظر گرفتن مدیریت فاضلاب ، آب تمیزارائه کند. اگر فاضلاب برای مصارف مورد نظر به درستی جمع آوری، تصفیه ودفع نشود، دسترسی به آب پاکیزه برای همه هرگزامکان پذیرنخواهد بود.
محدودیتهای تأمین آب پاک وتصفیه فاضلاب برای همه پیچیده است و به تصمیمات مسئولین در تمام سطوح مختلف دولت، بخش خصوصی، سازمانهای غیردولتی و مردم بستگی دارد. ظرفیت مدیریتی، مالی ویا هزینه نیروی انسانی و نیازهای آبی سایر بخشها مانند بخشهای انرژی یا کشاورزی که بخش آب بر آنها تاثیر دارد نیزبه این پیچیدگی اضافه می کند. مضرترین محدودیت اغلب اراده سیاسی است که پایدارنیست و به منافع سیاسی و چرخه های انتخاباتی بستگی دارد. این جنبهها وهمچنین بسیاری از جنبههای دیگرکه مانع پیشرفت اهداف توسعه هزاره میشوند عبارتند از:
- اختلاف بین اهداف جهانی و محدودیتهای ملی و محلی
- عدم تداوم در تصمیم گیریها، سیاستها و سرمایهگذاریها از یک دولت به دولت دیگر
- نبود اطلاعات کافی درباره ی جمعیت های محرومی که به خدمات آب و فاضلاب دسترسی مناسبی ندارند.
دراکثر کشورهای درحال توسعه، تامین آب سالم و تا حدی خدمات بهداشتی بر سایرخدمات اولویت دارد. با این وجود، این اولویت بندی همیشه با میزان منابع مالی همراه نیست .
این یک واقعیت است که منابع آب درسطح جهان تحت فشارتوسعه اقتصادی، رشد جمعیت، شهرنشینی و اخیراً تغییرات آب و هوایی قراردارند. با این حال، آلودگی آب چیزی است که دسترسی به آب را برای همه افراد وهمه مصارف به صورت کمی وکیفی محدود می کند. یافتن راه حل دشواراست زیرا همانطورکه قبلاً بحث شد، این بستگی به تصمیمات فنی وغیرفنی متعددی دارد که گاه بدون تجزیه و تحلیل پیامدهای آنها بر دسترسی به آب اتخاذ می شوند.
این وضعیت بدون چارچوب های قانونی و نظارتی قابل اجرا، فقدان برنامه ریزی بلندمدت، مدیریت و عدم توانایی دولت تشدید می شود. توجه کافی به مساله تصفیه فاضلاب به زمینههای اقتصادی، اجتماعی، زیستمحیطی، فرهنگی و سیاسی و قابلیتهای نهادهای اجرایی بستگی دارد. پیگیری مناسب اهداف توسعه پایدار و SDG 6 به طور خاص، این پتانسیل را دارد که نه تنها دسترسی به آب و فاضلاب و کیفیت زندگی میلیاردها نفررا بهبود بخشد، بلکه به ظرفیتهای بهتردولتهای ملی و محلی کمک کند.
ازاهداف اصلی SDG کاهش مقدارفاضلاب تصفیه نشده وافزایش بازیافت واستفاده مجدد ایمن وتولید منابع “جدید” آب تمیزبرای همه مصارفی است که آب تمیزدردسترس ندارند.این بدان معناست که فاضلاب تخلیه شده به بدنه های آبی ، تمیزتروایمن ترازآنچه درحال حاضراست تبدیل خواهد شد و آب منبع، برای جوامع پایین دست کیفیت بسیاربهتری خواهد داشت. این امربه بهبود محیط های آبی کمک می کند.
استفاده مجدد ازآب آشامیدنی چیزجدیدی نیست. با این حال، چیزی که آن را درسطوح محلی وهمچنین درسطح ملی مانند کشورسنگاپور، واکنون به طوربالقوه درایالات متحده مرتبط ترکرده است،کمبود و آلودگی فزاینده آب است که باعث کاهش منابع آب دردسترس برای جمعیت های بزرگ انسانی می شود.
در ادامه این مقاله وضعیت نامناسب کیفیت آب را درسطح جهانی برسی می کنیم و در مورد پتانسیل متفاوت تصفیه واستفاده مجدد فاضلاب برای تولید منابع جدید آب تمیزوهمچنین بهبود بهداشت ومدیریت فاضلاب بحث میکنیم که ازهدف سازمان ملل درمورد توسعه آب پاک حمایت میکند.
همچنین نمونههایی از پروژههایی مورد برسی قرارمی گیرد که آب استفاده شده ، مجدد برای مصارف آشامیدنی به کارگرفته می شود همچنین مزایای آنها ودیدگاههای مردم محلی بیان شدهاست. درنهایت، چالشهای اجرای استفاده مجدد ازآب آشامیدنی به طورگستردهترمورد بحث قرارمیگیرد.
آلودگی آب و اثرات آن بر سلامت انسان و محیط زیست
تشدید آلودگی آب برکشورهای توسعه یافته ودرحال توسعه تأثیرمی گذارد. درکشورهای درحال توسعه بیشتربه دلیل رشد سریع جمعیت و شهرنشینی، افزایش فعالیت های صنعتی واقتصادی ، تشدید وگسترش کشاورزی همراه با کمبود ظرفیت های قانونی ونهادهای محلی وملی (مدیریتی، فنی، مالی،اجرایی و غیره) است. همچنین بی علاقگی سیاسی وعمومی به بهبود وحفظ فرآیندهای مدیریت آب و فاضلاب در درازمدت وجود دارد. توجه زیادی به بهداشت، به ویژه ساخت توالت ها و تصفیه خانه های فاضلاب شده است، اما ساخت آنها به تنهایی کیفیت آب را درمیان مدت وبلندمدت بهبود نمی بخشد، مگر اینکه توجه متناسبی به بهبود قابل توجه ظرفیت سازمانی برای برنامه ریزی و مدیریت منابع آب صورت پذیرد. این مقاله ارسال رایگان را برای واجد شرایط ارائه می دهد Face mask محصولات، و یا خرید آنلاین و تحویل در فروشگاه امروز در بخش پزشکی
آلودگی آب از سال 1990 در بیشتررودخانه های آفریقا، آسیا وآمریکای لاتین به طور قابل توجهی افزایش یافته است. آلودگی بیماری زا و آلی در بیش ازنیمی ازامتداد رودخانه ها بدترشده است و استفاده ازآنها را به شدت محدود کرده است. این یافته ها براساس اندازه گیری پارامترهایی است که نشان دهنده آلودگی پاتوژن (باکتری های کلیفرم مدفوعی)، آلودگی آلی (نیاز به اکسیژن بیوشیمیایی)، و شوری (کل مواد جامد محلول) می باشد. اگرچه پوشش بهداشتی و تصفیه فاضلاب دربرخی کشورها بهبود یافته است، اما برای کاهش آلودگی کلیفرم مدفوعی که به آب های سطحی می رسد کافی نمی باشد. این شامل آلودگی ناشی از فاضلاب صنعتی و کشاورزی نمی شود که تخلیه آن حاوی مواد شیمیایی خطرناک، فلزات سنگین و سایر آلاینده های معدنی است. در نتیجه، تخمین زده میشود ۲ میلیارد نفرازمنابع آب آشامیدنی آلوده استفاده میکنند و میلیونها نفررا بیمارمیکنند.
بر اساس مطالعات جهانی 7 بیماری، بین سال های 1990 تا 2017، به علت وخامت کیفیت آب در آسیای جنوب شرقی، آسیای شرقی و اقیانوسیه (86 درصد افزایش در پارامترهای اندازه گیری شده)، شمال آفریقا و خاورمیانه (58 درصد افزایش) جنوب آسیا (56 درصد افزایش) مردم را بیمار کرده است. و پارامترهای مورد استفاده برای تخمین منابع آب ناامن شامل نسبت افرادی است که در سطح جهان به منابع مختلف آب دسترسی دارند (تامین از طریق آب لولهکشی ) و کسانی که استفاده از روشهای تصفیه آب خانگی مانند جوشاندن، فیلتر کردن، کلرزنی استفاده می کنند.
در کشورهای توسعه یافته، دسترسی مردم به منابع آب سالم و خدمات بهداشتی و فاضلاب، بهبود یافته است. با این حال، این خدمات هنوز برای مردم مناطق فقیر شهری، حومه شهری و روستایی کافی نیست ونابرابری را دربین جوامع و مناطق دردرون آنها نشان می دهد و فقیرترین افراد عموماً در سخت ترین شرایط قراردارند. کیفیت آب نیز به طور کلی بهبود یافته است، اما آلایندهها چند برابر ومتنوع شدهاند و دولتها و شرکتها را برای بهبود فرآیندهای تصفیه هم برای آب آشامیدنی و هم برای فاضلاب تحت فشار قراردادهاند.
به عنوان مثال درایالات متحده مشکلات جدیدی مانند آلودگی های نقطه ای (مانند مواد سمی تخلیه شده از کارخانه ها یا تصفیه خانه های فاضلاب) وغیرنقطه ای(مانند رواناب ازخیابان های شهر ومنابع کشاورزی مانند مزارع و دامداری ها) وجود دارد.
مشکل دیگرحمایت مالی ناکافی ازتصفیه خانه های فاضلاب شهری بوده است. در سال 2009، طبق دادههای گزارش شده توسط EPA (2009)11 و ایالتها، 44 درصد از رودخانه های ارزیابیشده، و 64 درصد ازدریاچه های ارزیابیشده، استانداردهای کیفی آب را ندارند .
در سال 2019، ارزیابی دریاچهها درسطح ملی صورت گرفت که نشان داد 20 درصد ازآنها دارای سطوح بالایی ازفسفرونیتروژن هستند. اگرچه کار بیشتری لازم است، اما ایالات متحده ازمزایای چارچوب های قانونی و نهادی قوی برخورداراست که باعث پیشرفت در بهبود کیفیت آب آشامیدنی و مجموعه های آبی شده است.
اروپا نیزبدون مشکل نیست. طبق گزارش آژانس محیط زیست اروپا، وضعیت شیمیایی خوب تنها برای 38 درصد از آب های سطحی و 74 درصد از آب های زیرزمینی در کشورهای عضو اتحادیه اروپا به دست آمده است. آب های سطحی عمدتاً تحت تأثیر فشارهای هیدرومورفولوژیکی (40٪)، منابع غیر نقطه ای آلودگی (38٪ بیشتر کشاورزی)، رسوب اتمسفر (38٪، عمدتا جیوه)، منابع نقطه ای آلودگی (18٪) هستند. در انگلستان، تنها 14 درصد از رودخانه ها حداقل استاندارد وضعیت خوب را دارند. فرانسه، آلمان و یونان توسط دیوان دادگستری اروپا به دلیل نقض محدودیت های نظارتی در مورد نیترات ها جریمه شده اند و تقریباً یک سوم ایستگاه های نظارتی در آلمان نشان می دهند که میزان نیترات ازحد مجازاتحادیه اروپا بیشتراست.
خطرات ناشی ازآلاینده های نوظهورمانند مواد دارویی ومیکروپلاستیک ها هنوزبه خوبی درک نشده است و بنابراین نمی توان به اندازه کافی در برنامه ریزی و مدیریت تامین آب آشامیدنی گنجاند. تحقیقات فعلی وآتی درمورد آلاینده های نوظهورواثرات آنها برای درک کامل بهترین فرآیندهای مدیریت و تصفیه فاضلاب ضروری است.
استفاده مجدد ایمن از منابع آب سالم
استفاده مجدد ایمن از منابع آب (استفاده از آنها بیش از یک بار) کمک اساسی به پارادایم قدیمی مدیریت منابع آب است که به ندرت ارزش فاضلاب بازیافتی و استفاده مجدد از آن را برای مصارف شرب مورد توجه قرار می دهد.
جمعیت های بزرگ تر به آب بیشتری نیازدارند وفاضلاب بیشتری تولید می کنند ولی این فاضلاب همیشه به درستی تصفیه نمی شود.
کمبود آب فعلی ونگرانیهای بهداشتی و زیستمحیطی مرتبط با آب، تعداد زیادی ازشهرها را به سمت تصفیه فاضلاب شهری با کیفیت بالاترواستفاده مجدد از آن سوق داده است. مقررات مناسب، فناوری توسعه یافته، سیستمهای نظارت و کنترل قابل اعتمادتر، و توجه عمومی، آن را به جایگزینی امکانپذیرومناسب برای افزایش میزان آب پاک موجود برای مصارف آشامیدنی تبدیل کرده است.
اصطلاحات متفاوت است، اما به طور کلی، در استفاده مجدد غیرمستقیم آشامیدنی (IPR)، آب استفاده مجدد به یک بافر محیطی (مخزن، رودخانه، دریاچه یا آبخوان) وارد میشود و سپس دوباره به عنوان بخشی از فرآیند تامین استاندارد آب قرارمی گیرد. دراستفاده مجدد مستقیم آشامیدنی (DPR)، آب استفاده مجدد به یک تصفیه خانه آب آشامیدنی برای توزیع مستقیم بدون عبورازیک بافرمحیطی ارسال می شود.
پروژه های استفاده مجدد از آب آشامیدنی در شهرهای ایالات متحده، نامیبیا، استرالیا، بلژیک، انگلستان و آفریقای جنوبی وهمچنین درسنگاپو اجرا شده است. وجه مشترک درهمه این موارد برای توسعه پروژه هایی است که کمبود آب را تا حدی جبران می کند. همه پروژه ها بهداشت عمومی و محیط زیست و مدیریت ریسک را دراولویت قرار داده اند. از آنجایی که استفاده مجدد ازآب ، منابع آبی موجود را متنوع می کند، ارزش آن در طول خشکسالی و زمانی که آب های سطحی و زیرزمینی برای همه مصارف محدودتر است، آشکارترمی شود.
تجربیات موفق محلی
این بخش به استفاده مجدد از آب آشامیدنی در چندین شهر با تاکید بر ایالات متحده به دلیل پیشرفت فعلی در این زمینه اشاره دارد.
ایالات متحده بیشترین تعداد پروژه های استفاده مجدد از آب را دربین تمام کشورها دارا است، که توسط سیاست ها و مقرراتی حمایت می شود که استفاده مجدد ایمن ازآب حاصل ازفاضلاب بازیافتی را ترویج می کند .درسال 2017، 14 ایالت سیاست هایی را برای استفاده مجدد غیرمستقیم ازآب آشامیدنی و سه ایالت برای استفاده مجدد قابل شرب مستقیم اتخاذ کردند.
در ایالات متحده، هیچ مقررات فدرال خاصی برای استفاده مجدد ازآب آشامیدنی وجود ندارد. با این حال، تمام ایالت ها باید مقررات کیفیت آب فدرال وایالتی، مانند قانون آب آشامیدنی ایمن و قانون آب پاک را رعایت کند. به موازات این قوانین، چندین ایالت مقررات یا دستورالعملهای خود را درمورد استفاده مجدد غیرمستقیم ازآب را تدوین کردهاند، درحالی که امکانات استفاده مجدد ومستقیم به عنوان آب شرب به صورت موردی در نظر گرفته میشوند. در بیگ اسپرینگ و ویچیتا فالز و تگزاس، استفاده مجدد مستقیم ازآب آشامیدنی به عنوان مؤثرترین یا تنها راه ممکن برای تأمین آب تمیز به نظر می آید.
کالیفرنیا پیشرفته ترین ایالت درزمینه استفاده مجدد غیرمستقیم ازآب آشامیدنی با توسعه یافته ترین چارچوب های نظارتی است. برای بیش از 50 سال، چندین شهربه صورت کاملا برنامه ریزی شده حوضه های آب زیرزمینی را با آب مورد استفاده مجدد پر کردند. مقررات در سال 1978 به تصویب رسید و در سال 2014 بازنگری شد. در سال 2018، مقررات استفاده مجدد غیرمستقیم ازآب های سطحی برای افزایش آب های سطحی به تصویب رسید. این مقررات اجازه می دهند آب استفاده مجدد به مخازن آب سطحی که به عنوان منابع آب آشامیدنی استفاده می شوند اضافه شود. هنوز هیچ پروژه ای اجرا نشده است اما انتظار می رود دو پروژه اول (در شهر سن دیگو) تا سال 2022 تکمیل شود.
ایالت ها در حال حاضر مقرراتی برای استفاده مجدد مستقیم از آب بازیافتی ندارد. با این حال، هیئت آب ایالتی درحال کاربرروی یک چارچوب پیشنهادی برای تنظیم استفاده مجدد مستقیم از آب آشامیدنی است تا معیارهای یکنواخت بازیافت آب را ایجاد کند تا بتواند از سلامت عمومی جامعه محافظت کند .
شناخته شده ترین پروژه استفاده مجدد ازآب درکالیفرنیا و برای پر کردن حوضه آب زیرزمینی انجام شده است.این سیستم آب قابل شرب برای استفاده مجدد 850000 نفررا تامین می کند .همچنین شارژمجدد حوضه آب زیرزمینی از نفوذ آب دریا به این حوضه جلوگیری کرده و وامکان حفاظت از آب های زیرزمینی برای جمعیت رو به رشد خود را فراهم می کند. این پروژه پیشرو ومعیاری برای پروژه ای بعدی استفاده مجدد ازآب در ال پاسو، تگزاس، کارخانه بازیافت آب حوضه غربی درکالیفرنیا و پردیس آب اسکاتسدیل در آریزونا در نظر گرفته می شود.
ابتکار اخیر EPA، برنامه ملی در زمینه استفاده مجدد از آب است .این برنامه با هدف تامین امنیت، پایداری و تابآوری منابع آبی ازطریق استفاده مجدد ازآب شناسایی انواع همکاریها بین سازمانهای دولتی وغیردولتی است که آینده آبی این کشوررا برای همه مصارف تضمین میکند.
آب استفاده مجدد درویندهوک و سنگاپور نیز شروع شده است. ویندهوک اولین نمونه ازاستفاده مجدد مستقیم آب قابل شرب درسطح جهان ازسال 1968 را دارد وبه عنوان بهترین وتنها جایگزین برای کمبود آب، که توسط خشکسالی های مکرر تشدید می شود در نظر گرفته شده است. با توجه به اهمیت آن برای امنیت آب، استفاده مجدد ازآب آشامیدنی برای دهه ها به عنوان یک جزء استراتژیک مدیریت منابع آب مورد توجه قرارگرفته است. درطول خشکسالی بسیارشدید درسالهای 2015-2017، آبهای سطحی (منبع اصلی آب) از 75 درصد عادی به 2 درصد کاهش یافت و فشار زیادی بر سیستم آب و بخشهای خانگی، تجاری و صنعتی وارد کرد. بیشتر آب مورد استفاده برای جایگزینی آب های سطحی ازسفره آب محلی برداشت می شد وآب قابل شرب استفاده مجدد به 30 درصد افزایش یافت. دراوایل سال 2020، ویندهوک با خشکسالی بسیارشدید دیگری مواجه شد که طی آن استفاده مجدد ازآب آشامیدنی نیز منبع ضروری آب پاک برای مصارف شرب بود تا اینکه در نهایت باران بارید.
در سنگاپور، تولید NEWater (به عنوان آب استفاده مجدد) در سال 2003 به عنوان بخشی از یک استراتژی بلند مدت برای تنوع بخشیدن به منابع آب و کاهش وابستگی سنگاپور به آب وارداتی از جوهور، مالزی، با هدف انعطاف پذیری و خودکفایی صورت پذیرفت. آب مورد استفاده مجدد 40 درصد ازنیاز روزانه سنگاپوربه آب را برآورده می کند و تا سال 2060 حدود 55 درصد را پوشش می دهد.
درحالی که استفاده مجدد ازآب مفهوم جدیدی درسال 2003 نبود، آنچه دراین مورد قابل توجه است، اجرای گسترده آن واستقبال گسترده عمومی ازآب استفاده مجدد به صورت غیرمستقیم و غیر شرب به دلیل آموزش و راهبردهای ارتباطی جامع است. اینها برواقعیت کمبود آب واهمیت استفاده مجدد ازآب برای تولید آبی مورد نیاز برای توسعه کلی تأکید می کنند.
در اتحادیه اروپا اهمیت کاهش فشاربرمحیط زیست آب را به دلیل کمبود آب تشخیص داده و استفاده کارآمد ازمنابع را دردستورکارخود قرار داده است. سیاست اتحادیه اروپا درمورد استفاده مجدد از آب شامل مصارف شرب نمی شود و این تصمیم را به کشورهای عضو واگذار می کند. این تصمیمات فقط به مصارف غیر شرب، با تمرکز بر آبیاری برای کشاورزی اشاره دارد.
در این چارچوب، تنها دو پروژه تاکنون درمنطقه توسعه یافته اند، طرح بازیافت لانگفورد در بریتانیا و کارخانه تورل در بلژیک. هر دو آب تولید می کنند تا به طور غیرمستقیم برای تامین آب آشامیدنی استفاده شود. طرح بازیافت لانگفورد تنها زمانی عمل می کند که جریان رودخانه چلمرکم باشد و تا 70 درصد جریان را دردوره های خشکسالی تامین می کند. بیشترین تولید دردوره های خشکسالی درسال های 2005-2006 و 2010-201126 بوده است. در بلژیک، کارخانه Torrelle آب آشامیدنی سالم را برای جوامع مجاور، حدود 60000 نفردرسال 2012 تامین میکند، وهمچنین برای تغذیه مصنوعی سفرههای آبی تپه سنت آندره برای جلوگیری از نفوذ آب دریا استفاده میشود.
تجارب و چالش های محلی
جدیدترین پروژه های استفاده مجدد ازآب آشامیدنی که متوقف شده اند دراسترالیا هستند. این کشور دارای چهارچوب های قانونی و نظارتی قوی برای حمایت از استفاده مجدد آب قابل شرب است ، اما تاکنون تنها یک پروژه با موفقیت اجرا شده است. دو پروژه استفاده مجدد از آب آشامیدنی در کوئینزلند به دلیل نگرانی های بهداشتی،ارتباطات ضعیف ومخالفت عمومی و همچنین به دلیل عدم حمایت سیاسی درمورد دیگر (پروژه آب بازیافتی کریدورغربی) متوقف شده است.
پذیرش استفاده مجدد ازآب آشامیدنی نیازمند مقررات قوی وفناوری پیشرفته است. با این حال، این امر مستلزم توجه جدی به جنبه های نرم مانند آموزش، ارتباطات و مشارکت سیاستمداران، تصمیم گیرندگان و مردم و اعتماد است. پیام ها نباید به مزایای پروژه ها محدود شود. آنها باید جنبه هایی مانند کیفیت و ایمنی آب، جایگزین های تامین آب و امکان سنجی و هزینه آنها، مدیریت ریسک، و پیامدهای آن برای کسانی که آب را مصرف می کنند، مورد بحث قرار دهند.
در کشورهای در حال توسعه، شهرهایی در برزیل، مکزیک، کویت و هند پروژه هایی را برای استفاده مجدد از آب آشامیدنی ساخته اند یا در حال برنامه ریزی هستند. امکان موفقیت این پروژه ها کم است زیرا پروژه ها باید درچارچوب های نظارتی، نهادهای حاکمیتی، مدیریتی، مالی و فناوری اجرا شوند. یک محدودیت جدی این است که مدیریت آب به طور کلی، وجمع آوری و تصفیه متعارف فاضلاب شهری و صنعتی به طور خاص، هنوز چالش برانگیز است. اغلب استانداردهای کیفیت آب و نظارت به صورت ضعیف اجرا می شوند و چارچوب های ارزیابی ریسک وجود ندارد. صرف نظرازاهمیت استفاده مجدد ازآب آشامیدنی برای اهداف آب پاک و بهداشتی در سطوح محلی، منطقه ای و ملی، چالش هایی برای اجرای گسترده آن باقی می ماند.
شکاف های دانش و نیازهای پژوهشی
حفاظت از سلامت انسان و محیط زیست برای هرمنبع آب آشامیدنی، خواه آب استفاده مجدد باشد یا نه، ازاهمیت بالایی برخورداراست. برای اطمینان ازایمن بودن آب مصرفی مجدد برای مصارف آشامیدنی، رعایت استانداردهای پاتوژن ها و مواد شیمیایی (فدرالی، ایالتی و محلی)، نظارت قوی، جامع و مستمر، گزارش دهی و حسابرسی وانجام کارهای تحقیقاتی بسیاراهمیت زیادی دارد.
به طور کلی، انواع تحقیقات مورد نیاز شامل ارزیابی بیشترفرآیندهای رایج تصفیه آب آشامیدنی وحذف آلایندههای میکروبی، شیمیایی، رادیولوژیکی و نوظهورو نظارت برپساب تصفیه خانه ها.این تحقیقات هر گونه تغییر در کیفیت آب ناشی ازپاتوژنها یا آلایندههای شیمیایی را شناسایی میکنند و درنتیجه واکنش سریع و موثررا به آسانی فراهم می کنند.
یک موضوع نگران کننده وجود مواد شیمیایی رایج و آلاینده های نوظهورو همچنین مخلوط آنها حتی در دوزهای پایین و تأثیر آنها برسلامت انسان واکوسیستم است. این امربه ویژه درصورتی مهم است که آنها درآب تصفیه شده شناسایی شوند زیرا می توانند باعث بیماری های حاد یا مزمن شوند. مقررات بهتروبهبود تصفیه و نظارت به عنوان کلیدی برای رسیدگی به مسائل فوق و مطابقت با پارامترهای کیفیت آب آشامیدنی شناسایی شده است. تجزیه و تحلیل دادههای مبتنی بروب وسیستمی برای گزارش دهی آب جمعیت ها نیز مهم هستند زیرا جمعآوری دادهها را افزایش داده و دسترسی به اطلاعات را افزایش میدهند.
برای درک بیشتر خطرات آلاینده های نوظهور، تلاش های تحقیقاتی عمده ای بر اساس مطالعات سم شناسی و اپیدمیولوژیک انجام شده است. با این حال، درحال حاضر، حفاظت ازسلامت ومحیط زیست به اندازه گیری پارامترهای شیمیایی و میکروبیولوژیکی واستفاده ازفرآیندهای رسمی وارزیابی ریسک متکی است. همچنین تأثیرات بر گروههای آسیبپذیر مانند نوزادان، سالمندان، زنان باردار و بیماران، کمتر شناخته شده است ونیاز به تحقیقات بیشتری دارد.
جدول زیر مزایا و چالش های مربوط به استفاده مجدد از آب آشامیدنی را فهرست می کند. این فهرست کامل نیست بلکه مسایل رایج را نشان می دهد.
| چالش ها | مزایا |
| نگرانی های بهداشتی و زیست محیطی | منابع اضافی قابل اعتماد آب تمیز |
| شکاف های دانش در مورد مخلوط آلاینده ها و آلاینده های نوظهور | کاهش آلودگی آب |
| موانع روانی | حفظ آبزیان و تنوع زیستی با کاهش آلودگی آب |
| قابلیت فنی، مدیریتی و مالی طرحهای استفاده مجدد از آب | پیشرفت دانش علمی و فناوری |
طرح های استفاده مجدد از آب آشامیدنی مشمول مقررات سختگیرانه می باشد. آنها از ارزیابی ریسک و طرح های ایمنی آب آشامیدنی پیروی می کنند که شامل مطالعات آزمایشی، ملاحظات کنترل فرآیند، استانداردها، نظارت وممیزی کیفیت آب، درنظر گرفتن ذی نفعان و ادراک عمومی وبه حداقل رساندن ریسک و سایرعوامل است. فنآوریهای تصفیه پیشرفته هستند و به فیلتراسیون غشایی و ضدعفونی فرابنفش برای حذف یا از بین بردن ویروسها، باکتریها، مواد شیمیایی و سایر اجزای نگرانکننده به عنوان بخشی از فرآیند تبدیل فاضلاب به منبع پاک و ایمن آب آشامیدنی شهری نیاز دارند. بنابراین، آب استفاده مجدد تمیزتر وایمن ترازجریان رودخانه دربسیاری ازشهرها می باشد، به ویژه در کشورهای در حال توسعه، جایی که فاضلاب تصفیه نشده (یا معمولاً تصفیه نشده) غالبا وارد رودخانه می شود.
استفاده مجدد از آب آشامیدنی و SDG برای آب و فاضلاب
پیش نیاز دستیابی به اهداف اصلی تا سال 2030، تصفیه مناسب فاضلاب و استفاده مجدد وایمن است. عدم دستیابی به این هدف به این معنی است که سلامت و شرایط زندگی میلیاردها نفر، همانطور که تا به حال متحمل شده اند، متضرر خواهد شد. حتی با افزایش جمعیت و منابع آب کمیاب تر و آلوده ترمی شود.
فاضلابی که تصفیه می شود وبه طورایمن برای مقاصد آشامیدنی مجدداً مورد استفاده قرارمی گیرد به منبع جدیدی ازآب تبدیل می شود که می تواند برای جمعیت درحال رشد استفاده شود. نمونه هایی که قبلا ذکر شد نشان می دهد که هزاران نفربه دلیل استفاده مجدد ازآب آشامیدنی به آب تمیزدسترسی پیدا کردند. این آبی است که اگر تصفیه نمی شد قابل استفاده نبود.استفاده مجدد ازآب آشامیدنی دردورههای خشکسالی مانع ازجیره بندی آب می شود . این در حالی است که جوامعی که به آب استفاده مجدد دسترسی ندارند ناچار به جیره بندی آب خواهند بود.
استفاده مجدد از آب آشامیدنی نشاندهنده یک راه جایگزین قابل اعتماد برای تولید آب سالم و بهبود کیفیت آبهای مصرفی، وکاهش کمبود آب برای همه مصارف می شود که به SDG درمورد آب پاک و بهداشت کمک میکند. به طور گسترده ترمی توان گفت باعث بهبود کیفیت کلی زندگی می شود. با این حال، چنین پروژه هایی به تنهایی نمی توانند دستیابی به SDG 6 را فراهم کنند و تمام آب سالمی را که جهان در حال حاضر با کمبود آن مواجه است و درآینده به آن نیاز خواهد داشت، تولید کند. همانطور که قبلاً بحث شد، استفاده مجدد از آب بخشی از برنامه ریزی و استراتژی های مدیریت جامع آب است.
کمبود آب باید به طور کلی بررسی شود. در حال حاضر و با نگاه به آینده، زمانی که تقاضا برای آب سالم بیشتر شود و منابع آب کمتر از آنچه اکنون در دسترس داریم خواهد بود. به همین خاطر باید همه جایگزینهای تامین آب در نظر گرفته شود، از جمله استفاده مجدد از آب آشامیدنی.


